ملا عبد الباقى صوفى تبريزى ( دانشمند )
712
منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى )
چون كه تقوا بست دو دست هوا * حق گشايد هر دو دست عقل را صيقل عقلت بدان دادست حق * كه بر او روشن شود دل را ورق گر تن خاكى غليظ و تيره است * صيقلى كن ز آنكه صيقل گيره است تا در او اشكال غيبى رو دهد * عكس حورىّ و ملك در وى جهد صيقلى را بستهاى اى بى نماز * و آن هوا را كردهاى دو دست باز گر هوا را بند بنهاده شود * صيقلى را دست بگشاده شود پس چو آهن گر چه تيره هيكلى * صيقلى كن صيقلى كن صيقلى كى سيه گردد ز تقوا روى خوب * كو نهد گلگونه تقوى القلوب في العوارف ( 1 ) - قال اللّه تعالى : ( 2 ) وَ اتَّقُوا اللّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللّهُ - : « متّقى به حقّ تقوا و زاهد به حقّ زهادت در دنيا چون باطن او صافى گشت و آينهء دل او منجلى شد ، او را با چيزى از لوح محفوظ مقابلتى در افتد ، و به صفاى باطن امّهات و جملى علوم و اصول آن از آن دريابد ، پس منتهى اقدام علما در علوم ايشان و فايدهء هر علمى بداند ، امّا علوم جزئى در نفوس متجزّى است و به تعلّم و تعليم و ممارست آن را توان يافت . » شعر : خردهكاريهاى علم هندسه * با نجوم علم طبّ و فلسفه كه تعلّق با همين دنياستش * ره به هفتم آسمان بر نيستش اين همه علم بناى آخر است * كه عماد بود گاو و اشتر است بهر استيفاى حيوان چند روز * نام او كردند آن گيجان رموز قيل : « التقوى على وجوه : للعامّة تقوى الشرك ، و للخواصّ تقوى المعاصى ، و للاولياء تقوى التوسّل بالافعال ، و للانبياء تقواهم منه اليه . » و هر مرتبه از مراتب تقوا
--> ( 1 ) عوارف المعارف ، ص 38 ( 2 ) البقرة : 282 .